سرنوشت تلخ 6
سرنوشت تلخ 6

ارمی

وای الان دیگه باید برگردم ولی چطور من راه و گم کردم الان باید چیکار کنم ؟؟؟ نمیدونم یهو یه صدایی از بشتم اومد -هی دختر!!

سرمو برگردوندم یک دختر بود دختر اینگار وقتی منو دید تعجب کرد

دختر:ت...تو اینجایی......

لبخندی زد-حتما کار بروفسور بوده خوشحالم که برگشتی ارمی

ای....این اسممو از کجا میدونه؟؟؟؟کاملا هنگ کرده بودم من از اینجا کاملا سر در نمیارم

-تو......کی  هستی؟

تعجب کرد-چطور نمیدونی من ریوسام ارمی تو............حقته این همه سال........

حرفش را کامل نکرد بغضش گرفته بود من واقعا نمی شناسمش ریوسا.....ریوسا....من نمیدونم کیه؟وای اون تازه اسم بروفسور را اورد حتما میدونه این کلبه کجاس بهتره ازش به برسم

-ریوسا تو میدونی اون کلبه که بروفسور توش زندگی میکنه کجاس؟؟

ریوسا یک لبخندی زد-همراهم بیا

-مرسی

ریوسا سوت زد که یک سیمرغ خیلی بزرگ سرش را روی زمین گذاشت تا ریوسا سوار بشه  امد وای چه سیمرغ زیبایی بود

ریوسا:بیا سوارشو

-ب....بله

ریوسا دستم را گرفت و سوار بر روی سیمرغ شدم خیلی متحیر بودم ریوسا هم بعد من سوار شد و سیمرغ برواز کرد این سرزمین از بالا خیلی قشنگ تره ولی.......یه نصف از این سرزمین دورش ابرهای سیاه رنگ گرفته بود و درخت ها خشکیده بودن

-ریوسا این چرا اینطوریه؟؟

ریوسا:لرد سایه ها یا همون بادشاه تاریکی اون اینکارو کرد کم کم هم کل سرزمین الماس ها اینطوری میشه ما قبلا ارشد هارو از دست دادیم

یعنی ارشد ها کی بودن ؟؟اخه این لرد سایه ها مگه مرض داره که اینکارو میکنه؟؟ هه عجب ادم بیکاریه

ریوسا:خانوم خانوما لرد سایه ها قدرت اهریمنی داره و این دیگه شاهکارشه تازه اگه بدونی لرد سایه ها کیه ..........

حرفش را کامل نکرد و سرشو انداخت بایین اخه این از کجا میدونه من دارم به چی فکر میکردم؟؟؟؟

-تو از کجا میدونی؟؟؟جطور؟؟؟

ریوسا:تو این سرزمین ما میتونم فکر های دیگران رو بخونیم

سیمرغ هم روی زمین فرود امد و منو ریوسا ازش بیاده شدیم دقیقا روبه روی کلبه ی بروفسور یهو صدای گریه ی یک دختر به گوشم رسید به ریوسا نگاه کردم و یکم جلو رفتم یک دختر خیلی خوشکل روی زمین نشسته بود و گریه میکرد نزدیک رفتم که ریوسا دستم را گرفت و منو عقب کشید

-هی! چته؟؟؟

شمشیرش رو در اورد نه نه !!!!

-تو داری چیکار میکنی؟؟؟اون که........

ریوسا: فقط خفه

دختره سرش را بلند کرد و چشماش به قرمز رنگ تبدیل شد موهاش روی صورتش افتاده بود خدایا اینا دارن چیکار میکنن؟؟؟مات و مبهوت بهشون نگاه میکردم

دخترهیه قهقه ای بلندی کرد-ریوسا روکاکی ارشد اب ها از دیدنت خوشحالم

ها؟؟؟؟؟!!!!!!!! دختره در هوا برواز کرد و باندی که روی دستش بیچیده بود را باز کرد و خونش را تبدیل به شمشیر کرد واااااااااااااااااااااااااااااااااااو !!!!

ریوسا:این دیگه فایده نداره مارسلین شکست میخوری

مارسلین:خواهیم دید

ریوسا شمشیرش را بالا برد میخواست مارسلین رو بزنه که مارسلین..........

-جـــــــــــــــــــــــــــــــیــــــــــــــــــــــــــغ

ترسا

همه:جییییییییییییییییییییییییییییییغ

کلی اسکلت تو غار بود غار هم تاریک بود اصن چیزی نمیدیدیم فقط میدویدیم 

رایا:خدااااااااااااااا این چه مصیبتیه که رو سرمون اوردی

ایجی:مامانمو موخوااااااااااااااااااام

اینقدر دویدیم که یه نوری به چشمم خورد

اینهیه:اونجا بچه ها

به نور نزدیک شدیم که یهو از غار در اومدیم دقیقا روبه روی کلبه ی پروفسور اومدیم

-اخیییییییییییییش 

یهو صدای جیغ یکی به گوشم رسید صداش اشنا بود اره صدای ارمی به پشت سرم نگاه کردم 

.................................

 

 

اووووووووووووووف خوب بود عایا؟؟؟

برای قسمت بعد 20 نظر موخوام

چیه؟؟خو میخواین 50 کنم؟؟؟


[ یک شنبه 25 بهمن 1394 ] [ 17:8 ] [ armi kikumaru ] [ بازدید : 748 ] [ نظرات () ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
ferferi 15:19 - 1394/12/6/4
عالی بود خیلی خوشم اومد
پاسخ:ممنون عزیزم

هایجین 12:55 - 1394/12/4/2

پاسخ:^_____^

هایجین 12:54 - 1394/12/4/2
بزار.......

هایجین 12:54 - 1394/12/4/2
زودتر.....

هایجین 12:54 - 1394/12/4/2
رو هر چه.....

هایجین 12:53 - 1394/12/4/2
قسمت بعد......

ریوما )ریونا) 17:45 - 1394/12/3/armita0mukami
عالییییییی
به وب منم بیا نظر بده
پاسخ:الان با کله میام وبت

هما 14:02 - 1394/12/3/1
رمان محشررررررر
عکس محححشر
قالب محشششر
خخخخ دقت کن با هم فرق دارند
پاسخ:خخخخخخخخخخخخ مرررررررررررررسی اجی

هایجین 0:06 - 1394/11/29/4
عالے بود.خیلی قشنگ بود.
پاسخ:مرسی عزیزم ^___^


نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه:







آخرین مطالب
سرنوشت تلخ 6 (1394/11/25 )
برای ریواس (1394/10/18 )
قدرت هاتون (1394/10/01 )
سرنوشت تلخ 5 (1394/09/12 )
سرنوشت تلخ 4 (1394/09/06 )
جواب بدین (1394/08/28 )
سرنوشت تلخ 3 (1394/08/28 )
سرنوشت تلخ 2 (1394/08/22 )
سرنوشت تلخ 1 (1394/08/18 )
خبرررررررر (1394/08/06 )